ابراهيم عاملي ( موثق )

12

تفسير عاملي ( فارسي )

1 - از جهت آنچه آيات قرآن را براى مردم توضيح داده است ، و تفصيل آن را بيان كرده است ، چنان كه در سوره ى نحل آيت 44 است : « وَأَنْزَلْنا إِلَيْكَ الذِّكْرَ لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ ما نُزِّلَ إِلَيْهِمْ » يعنى تو را متوجّه كرديم تا براى مردم توضيح بدهى قرآنى كه براى آنها فرستاده‌ايم پس آنچه پيغمبر از احكام و وظائف كه در قرآن است و براى مردم توضيح داده است كه وحى و الهام است اطاعت آن واجب است . 2 - فكر و رأى پيغمبر است در قضاوت و حكومت و راهنمائىهاى مردم ، چنان كه در آيت 105 سوره ى نساء است « لِتَحْكُمَ بَيْنَ النَّاسِ بِما أَراكَ اللَّه » يعنى به آنچه خدا تو را راهنمائى كرده است بايد ميان مردم حكم كنى و همين دسته احتياجات مردم است كه بآنحضرت امر شده است با آنها مشورت كند ، چنان كه در آيت 159 آل عمران است : « وَشاوِرْهُمْ فِي الأَمْرِ فَإِذا عَزَمْتَ فَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّه » يعنى با مردم مشورت كن و چون تصميم گرفتى و آهنگ كارى كردى بر خدا توكّل كن ، كه در مشورت با مردم شريكش قرار داده است ليكن عزم و تصميم به كار را به خود آنحضرت واگذار كرده است . پس معنى اطيعوا اللَّه غير از اطيعوا الرّسول است و اطاعت از پيغمبر بايد در آن چيزهائى باشد كه به او وحى مىشود و احكام را توضيح ميدهد ، و نيز در آنچه رأى آن - حضرت بكارى متوجّه مىشود ، و آن را مصلحت ميداند ، و كلمه ى « أُولِي الأَمْرِ » هر كس مقصود باشد معلوم است آنكس بهره اى از وحى ندارد و اطاعت او مثل پيغمبر نيست كه از جهت وحى واجب باشد ولى از جهت دوّم واجب است كه رأى و صوابديد او باشد ، و از اين جهت در دنباله ى اين جمله گفته شده است : اگر در چيزى نزاع كرديد به خدا و رسول مراجعه كنيد و از قرينه ى آيات بعد معلوم است كه مقصود نزاع در احكام و وظائف است نه در رأى « أُولِي الأَمْرِ » و چون دنباله ى « أَطِيعُوا الرَّسُولَ » كلمه ى « أُولِي الأَمْرِ » بىقيد و شرط گفته شده است . پس معلوم است همانطور كه اطاعت پيغمبر ( ص ) بواسطه ى عصمت و دورى از خطا و گناه بطور كلَّى بىقيد و شرط واجب است ، اولى الأمر هم رأيش مثل رأى پيغمبر ( ص ) دور از خطا است و او معصوم است ، و واجب الاطاعة ، و اگر مقصود از « اولى الأمر » شخص معصوم نباشد و ممكن باشد در